![]() |
![]() |
|
روزه
گرچه دل كندن از تو آسان نيست كه برايم به مرگ هم شايد ...
می روم گم شوم در انبوه خاطراتی كه بعد ِتو بايد ...
بعد از اين استکان زهرآلود ، چون پروانه به خواب خواهم رفت
جای قند و نبات، عزراييل بر سرم گرد مرگ می سايد
آرزوهای كوچكم را حيف می برم با خودم به گور اما
آرزو می كنم تو خوش باشی ، حسرتت بر غمم می افزايد
مجلس ختم من كه می آيی ، يك لباس سفيد بر تن كن
بارها گفته ام به تو عزيزم ! رنگ مشكی به تو نمی آيد
قسه تنهایی من به نام حضرت دوست
به سرم زده هوای خنده هات دل من تنگ شده واسه ناز نگاهت واسه قهر و اشتیات دل من لک زده واسه با تو بودن واسه بهانهات واسه دیر امدنات واسه هر روز و شب سر کار گذاشتنات دیگه صبرم تموم شد کاشکی زودتر ببینمت همه خاطره های خوب و قشنگ که باعثشون تو بودی تا حروم بشن نمیخوام بگم همه اون کارها گناه تو بود ای کاش می شد تو کنار میومدی با بود و نبود چی میشد اگه یه بار تو کوتاه میومدی اگه دیونه بودم تو ارومم میکردی همه گریه های شبونم اون همه اشکهای عاشقونم اون دلی که یه موقع ریختم به پات بگو چه غصه ها که نخوردم برات حرومت حرومت از هر صد روز یه بار که میدیدمت بهم میگفتی که دیگه شاید نبینمت یه لبخند زورکی بود روی لبت من ساده رو بگو چرا نشناختمت اره بابا یه روز بود که تو دوسم داشتی ولی حالا میدونم که ما رو کاشتی دیگه بهتر از این برای من نمیشه میخوام تنهات بذارم برای همیشه
![]() ![]() قـــیـــافـــه هـــای غــــم زده
آدمــک هـــای پـــر زده چشماشون از عشق کور شده نمیدونن چه ها شده بــازم شکستــه قلبـاشــون از دســت یــه بــی مــعرفــت کســی کــه ذره ای نــداره توو وجـودش درک و فـهم نمی فهمه که من واسش می خونم نمی فهمه که من به پاش می مونم نمی فهمه که من عاشق شدم نمی فهمـه که قـلبـم واسـه اونـه نـمـی تـونـه تـنـها بـمونـه نمیشه از عشق بی تو بخونه کاش میشد دوباره چشما شو ببینم
کاش میشد دوباره دستاش وبگیرم کاش می فهمیدکه بدون اون میمیرم مـیـمـیــرم ، مـیـمـیـرم ![]()
حالمان بد نيست غم كم ميخوريم كم كه نه هرروز كم كم ميخوريم
آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهند
خود نميدانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نگردي آفتاب؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگناهي بودم و دارم زدند . .
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته
اخه من ديگه مي دونم دوره اين حرفا گذشته مثل شيرين و نمي خوام كه دروغ باشه تو كارش عشق فرهاد و ببينه ولي خسرو بشه يارش مثل ليلا رو نمي خوام واسه مجنون ناز بياره بشكنه چينيش و اما اخرش تنهاش بزاره عشق و رو هوس نمي خوام كه فقط يه لحظه باشه از پي عشق زليخا پشت يوسف پاره باشه نمي خوام از پشت ابرا يه فرشته باشه يارم كه اگه يه وقت بخوامش نتونه بياد سراغم مثل حوا رو نمي خوام كه تو عشقش حيله باشه كه ادم با خوردن سيب از خدا شرمنده باشه نمي خوام كه همدم من توي عشقش كم بياره من براش ديوونه باشم اون بگه دوسم نداره اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته يكي هست مثل خودم ولي اون اخر عشقه ![]()
غم آمده به من
بد ترین شکل دلتنگی برای هرکسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهي کرده که تنها شده جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد ديشب تنهايي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي او رفته بود. تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض خانه پيدا کردم از گريه چشمانش قرمز بود برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود تنهايي مردو من تنها تر شدم....
حالمان بد نيست غم كم ميخوريم كم كه نه هرروز كم كم ميخوريم
آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهند
خود نميدانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نگردي آفتاب؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگناهي بودم و دارم زدند . .
![]() ![]()
بهار بیادو من برات از فصل پاییز بخونم
![]() امشب شب بی کسیه یکی به دادم برسه
تنها ترین مرد زمین امشب به آخر می رسه
امشب شب تنهائیه سر روی زانوم می ذارم
آخه تو اینجا نیستی و غزل غزل گریه دارم
غصه نشسته رو دلم غصه نشسته رو دلم
هنوز برای شونه هات ارزش اشک و قائلم
حرفی نزن چیزی نگو فقط بذار گریه کنم
میخوام با بارون چشام فاصله رو کم بکنم
ترک ترک دلم شکست کسی به دادم نرسید
گریه های تنهائیمو هیشکی به جز خودم ندید
از همدیگه جدا شدیم به راه و رسم زندگی
بودن تو یه لحظه بود رفتن تو همیشگی
![]()
به كسي چيزي نگم از…حسرت وغم ودردم
دوست دارم ماهي باشم…در اقيانوس امواج
با پرستويي كه ساخته…لانه اي روي شاخ كاج
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:52 توسط sogijoon |
|
ادامه مطلب |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:31 توسط sogijoon |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:23 توسط sogijoon |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 20:36 توسط sogijoon |
|
|
عشق یه طرفه باید خیلی وحشتناک باشه !
عشق ..... عشق یه طرفه
![]()
ای همه وجود من نبود تو نبود من
to nemidooni man chi keshidam vaghti ke gofti to ro nemikham bavar nadaram ke dige nisti hala to rafti man inja tanham,,,,, ye shokhi boodo ye gheseye talkh v aghti ke gofti to ro nemikham khiyal mikardam mikhay be tarsam shayad hanoozam bavar nakardam ,,,,,,, cheshmaye geryoon dastaye khaste dooriye cxheshmat dastamo baste range oon cheshat cheshmayte siyat zanjire deket dastamo baste shayad ye hasood cheshme moon zade begioo ki maro tanhai dide vali
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:46 توسط sogijoon |
|
|
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اونهمه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد
دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و باتو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ
![]() ![]() همه می گن که گناهه......................................................عشق پاک من به چشمات می گن عشق ما تباهه.........................................................دل ندم به سادگی هات همه فکرشون همینه...............................................که جدا بشیم من و تو نمی خوان عشقی بمونه.................................میون قلب من و تو تو بگو که این دروغه..........................توی قلبت جا ندارم سرت اینقدری شلوغه..........من دیگه جایی ندارم حس تلخ یه حسادت.........تو چشاشون خونه کرده میدونم جای سعادت ......................آرزوشون غم و درده به اونا بگو گل من ................................... حس خوب عاشقی رو بگو که توی دل من ......................................................کاشتی بذر رازقی رو بیا ثابت کن به دنیا...........................................................که هنوزم عشق زنده اس بینه هرچی توی دنیا ............................................................عشق پاک ما برنده اس میگن عاشقی که جرم نیست......................................................عشق یک پسر گناهه میگن عشقه اون که عشق................................................. نیست هوسه فقط گناهه اونا عشقو حس نکردن عشق................................... که مردو زن سرش نسیت می دونی باور نکردن عشق............................... خیانتی باهاش نسیت حرفاشون برام مهم نیست.............پشت تو هرچی که می گن هیچی جز تو تو دلم نیست.............اینو حتی اونا می گن می میرم از عشقت آخرحرف من نیست همه میگن
من قول خودم را به تو و تو قول خودت را به من داده بودي بدون هيچ دلواپسي ... و تقدير عشقمان را به گروگان گرفت
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من
دیر گاهیست که تنها شده ام باز هم قسمت غم ها شده ام
من که بی تاب شقایق بودم قصه ی غریب صحراشده ام
مگرآینه زمن بی خبرشده است همدم سردی یخها شده ام وسعت دردفقط سهم من است که اسیر شب یلدا شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنند تا نبینم که چه تنها شده ام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:41 توسط sogijoon |
|
|
همیشه از حسادت بدم میومد.همیشه از آدم های حسود دوری میکردم.ولی خودم آنچنان حسود شده بودم که از وجود خودم رنج می بردم.نه اینکه به چیزی حسادت کنم نه به عشق نه به پول جالبه که به مرده ها حسودی میکردم.هر موقع یکی میمرد بهش حسودی میکردم.احساس میکردم مرگ حق منه ولی دارن ازم میگیرن.وقتی میرفتیم قبرستون انقدر این حسادتم میزد بالا که دلم میخواست همه ی قبر ها رو بشکنم.همیشه احساس میکردم من به مرده ها تعلق دارم.چند وقت پیش که یکی از دوستام رو از دست دادم درسته که خیلی ناراحت شدم ولی از فکر اینکه اون راحت شد احساس شادی بهم دست میداد.ولی همش احساس تنهایی میکردم ولی توی همین تنهایی ها یکی بود که همیشه پیشم بود هم تو غم ها هم تو شادی ها تو شادی ها که همه دوست دارن باشن ولی اون کسی که تو غم ها هم با آدم باشه از بقیه با ارزش تره.تا الانم که هستم و نفس میکشم فقط به خاطر اونه چون اون بود که منو به زندگی امیدوار کرد و کمکم کرد که دیدم به زندگی عوض بشه.فقط اون بود که برام وقت میذاشت و ارزش قایل بود.خسروی عزیز تر از جونم از همه ی کمک هایی که توی این ۱ سال
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او نمی داند
نگاهش می کنم بلکه شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
بر روی ماه نوشتم که او را دوست می دارم
ولی ناگه زابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را پوشانید
پس چگونه گویم که او را
ميگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چترتو باز ميکنی ميگی عاشق برفی ولی از يه گوله برف می ترسی ميگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی ميگی عاشق گلهايی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت ميگی دوستت دارم؟؟؟
اگه دوستش داری ولش کن بره! اگه برگشت مال تو بوده ! اگه نه بدون که هيچوقت مال تو نبوده!! تقصيـر دلم نيـست نگاهت زيباست نميخوام بگم که مثل گلي... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... نميخوام بگم که دوستت دارم... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن... بر سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود Love story
منو از خودم رها کن........ تو اجاق مرده ی دل........... آتشی تازه بپا کن................. تو منو از نو بنا کن......... عشق من منو صدا کن.......... قصمو بی انتها کن......... روبروت آینه بگذار......... ابدیتی بنا کن........... عشق من منو صدا کن.......... قصه ی نگفته ام من........... تو بیا روایتم کن........... عشق من مرمتم کن......... از عذابم راحتم کن.......... تو به خاکستر نگاه کن........... آتشی تازه بپا کن............ ای بهارم............ انتظارم............ من زمین بی بهارم.......... شوره زار انتظارم.......... شوره زارم......انتظارم........... چهره ی شکسته دارم.............. روح و جسم خسته دارم............ به در ویرانه ی دل........... بغض قفل بسته دارم.............. عشق من منو صدا کن.......... منو از خودم رها کن............. تو اجاق مرده ی دل............. آتشی تازه به پا کن.......... تو منو از نو بنا کن.............. عشق من منو صدا کن......... قصمو بی انتها کن........... روبروت آینه بگذار............ ابدیتی بنا کن............. عشق من منو صدا کن............ |
||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 6:44 توسط sogijoon |
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:43 توسط sogijoon |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:20 توسط sogijoon |
|
عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني عاشقي، دلدادگي........
دروغه دروغه دروغه دروغه دروغه دروغه دیگه عمر عشقه تو تو قلب من تمومه حتی یه لحظه با تو حرومه خیلی حرومه دیگه برق نگاهت سرد و بی فروغه دیگه قصه عشقت یه افسانست یه دروغه دروغه مخمله احساست دروغه لحن التماست دروغه هرچی لبات میگه چشمات اونم یک دروغه دیگه کاشکی همسفر غم شی بری هم سفره ماتم شی زیر بار بدی خم شی کاشکی بری یه ذره آدم شی نمیخوام دیگه چشمام چشماتو ببینه از دیدنت انگار کوه غم تو دلم میشینه برو میبخشمت ولی یادم نمیره رفتی یا یکی دیگه آخه دلم بدجوری میگیره خاطره هاتو نمیخوام پیش کش اون قلب سیات دروغاتو قاب کن بزار تو طاقچه تنهائیات حیفه تموم لحظه هام که سر شدن به پای تو حیفه گلای عشقی که پر پر شدن به پای تو دروغگو
نمی دانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام. اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه جوشان زندگی جوشیده ام. اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من اموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموختند که چگونه زندگی کنم.!!
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش را داري
هرگز نگو براي هميشه وقتي ميداني که جدا مي شوي
هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري
هرگز سلامي نده وقتي ميداني که خداحافظي در پيش است
به کسي نگو که تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر مي کني
قلبي را قفل نکن وقتي کليدش را نداري .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:46 توسط sogijoon |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 |
| پیوندها |
|
eshgh abi sms love vase shoma dokhtar pesar ahye bahal daghe eshgh khianat |
|
RSS
|