![]() |
![]() |
|
|
همیشه از حسادت بدم میومد.همیشه از آدم های حسود دوری میکردم.ولی خودم آنچنان حسود شده بودم که از وجود خودم رنج می بردم.نه اینکه به چیزی حسادت کنم نه به عشق نه به پول جالبه که به مرده ها حسودی میکردم.هر موقع یکی میمرد بهش حسودی میکردم.احساس میکردم مرگ حق منه ولی دارن ازم میگیرن.وقتی میرفتیم قبرستون انقدر این حسادتم میزد بالا که دلم میخواست همه ی قبر ها رو بشکنم.همیشه احساس میکردم من به مرده ها تعلق دارم.چند وقت پیش که یکی از دوستام رو از دست دادم درسته که خیلی ناراحت شدم ولی از فکر اینکه اون راحت شد احساس شادی بهم دست میداد.ولی همش احساس تنهایی میکردم ولی توی همین تنهایی ها یکی بود که همیشه پیشم بود هم تو غم ها هم تو شادی ها تو شادی ها که همه دوست دارن باشن ولی اون کسی که تو غم ها هم با آدم باشه از بقیه با ارزش تره.تا الانم که هستم و نفس میکشم فقط به خاطر اونه چون اون بود که منو به زندگی امیدوار کرد و کمکم کرد که دیدم به زندگی عوض بشه.فقط اون بود که برام وقت میذاشت و ارزش قایل بود.خسروی عزیز تر از جونم از همه ی کمک هایی که توی این ۱ سال
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او نمی داند
نگاهش می کنم بلکه شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
بر روی ماه نوشتم که او را دوست می دارم
ولی ناگه زابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را پوشانید
پس چگونه گویم که او را
ميگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چترتو باز ميکنی ميگی عاشق برفی ولی از يه گوله برف می ترسی ميگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی ميگی عاشق گلهايی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت ميگی دوستت دارم؟؟؟
اگه دوستش داری ولش کن بره! اگه برگشت مال تو بوده ! اگه نه بدون که هيچوقت مال تو نبوده!! تقصيـر دلم نيـست نگاهت زيباست نميخوام بگم که مثل گلي... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... نميخوام بگم که دوستت دارم... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن... بر سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود Love story
منو از خودم رها کن........ تو اجاق مرده ی دل........... آتشی تازه بپا کن................. تو منو از نو بنا کن......... عشق من منو صدا کن.......... قصمو بی انتها کن......... روبروت آینه بگذار......... ابدیتی بنا کن........... عشق من منو صدا کن.......... قصه ی نگفته ام من........... تو بیا روایتم کن........... عشق من مرمتم کن......... از عذابم راحتم کن.......... تو به خاکستر نگاه کن........... آتشی تازه بپا کن............ ای بهارم............ انتظارم............ من زمین بی بهارم.......... شوره زار انتظارم.......... شوره زارم......انتظارم........... چهره ی شکسته دارم.............. روح و جسم خسته دارم............ به در ویرانه ی دل........... بغض قفل بسته دارم.............. عشق من منو صدا کن.......... منو از خودم رها کن............. تو اجاق مرده ی دل............. آتشی تازه به پا کن.......... تو منو از نو بنا کن.............. عشق من منو صدا کن......... قصمو بی انتها کن........... روبروت آینه بگذار............ ابدیتی بنا کن............. عشق من منو صدا کن............ |
||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 6:44 توسط sogijoon |
|
||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 |
| پیوندها |
|
eshgh abi sms love vase shoma dokhtar pesar ahye bahal daghe eshgh khianat |
|
RSS
|